السيد حامد النقوي (مترجم: محبوب القلوب)

36

خلاصهء عبقات الانوار (حديث منزلت) (فارسى)

سعدبن‌مالك گفتم : مىخواهم درباره‌ى حديثى از تو بپرسم ، امّا مىترسم كه بپرسم . گفت : چنين نكن اى پسر برادرم ، اگر دانسته‌اى كه دانش دارم درباره‌اش بدون ترس از من بپرس . گفتم : درباره‌ى كلام رسول خدا به على هنگامى كه در جنگ تبوك او را در مدينه جا گذاشت . گفت : اى رسول خدا ! مرا در ميان زنان و كودكان جا مىگذارى ؟ فرمود : « آيا راضى نمىشوى كه نسبت به من در مقام هارون نسبت به موسى باشى ؟ » گفت : آرى اى رسول خدا . آنگاه على با شتاب بازگشت ، گويى كه به گرد و خاك پاهايش مىنگريستم كه مىدرخشيد . حماد گفت : على با شتاب برگشت . « 1 » 3 - 16 . عبيداللَّه‌بن‌معاذ ، از ابومعاذ ، از شعبه ، از علىبن‌زيد ، از شعبه ( پيش از آن‌كه گرفتار جنون شود ) ، از سعيدبن‌مسيب كه سعدبن‌مالك مىگفت : پيامبر على را جا گذاشت ، گفت : آيا مرا جا مىگذارى ؟ گفت : « آيا راضى نمىشوى كه نسبت به من در مقام هارون نسبت به موسى باشى جز اين‌كه بعد از من پيامبرى نيست ؟ » گفت : راضى شدم ، راضى شدم . « 2 » 4 - 16 . زهير ، از هاشم‌بن‌قاسم ، از شعبه ، از سعدبن‌ابراهيم ، از ابراهيم‌بن سعدبن مالك ، از پدرش كه گفت : رسول خدا به على فرمود : « آيا راضى نمىشوى كه نسبت به من در مقام هارون نسبت به موسى باشى ؟ » « 3 » 5 - 16 . سعيدبن‌مطرّف باهلى ، از يوسف‌بن‌يعقوب ، از ابن‌منكدر ، از سعيدبن‌مسيّب ، از عامربن‌سعد ، از سعد كه گفت : شنيدم رسول خدا به على فرمود : « تو نسبت به من در مقام هارون نسبت به موسى هستى جز اين كه با من پيامبرى نيست » . سعيد گفت : دوست داشتم از زبان سعد آن را بشنوم ، او را ملاقات كردم و سخنان عامر را برايش بازگفتم ، گفت : آرى آن را شنيدم ، گفتم : تو آن را شنيدى ؟ سعد ، دو انگشت خود را در گوشش فرو برد و گفت : آرى ، والّا كَر شوند . « 4 » 6 - 16 . ابوخيثمه ، از سليمان‌بن‌داوود هاشمى ، از يوسف‌بن‌ماجشون ، از محمّدبن‌منكدر ، از سعيدبن‌مسيّب ، از عامربن‌سعد ، از پدرش سعد كه گفت : رسول خدا

--> ( 1 ) . مسند ابويعلى : 1 / 298 . ( 2 ) . همان : 301 . ( 3 ) . مسند ابويعلى : 1 / 306 . ( 4 ) . همان : 1 / 313 .